و اما عزیزِ صبورِ روزهای تلخم.. یک روز نه چندان دور برای هَر دویمان همه چیز خوب میشود، آرام میشود، تسکین مییابد و من آن روز تو را بیشتر از پیش تر از پیش دوست خواهم داشت..
یه تحقیقی بود میگفت اگر جامها دوباره برگزار بشن به احتمال زیاد قهرمانها تغییر میکنن مثل همین زندگی که اگه قرار باشه دوباره تکرار بشه ممکنه اونی رو که تو زندگی اولت تا سر حد مرگ هم عاشقش بودی توی زندگی دومت حتی دوستش هم نداشته باشی...
من شیفتهی این تصویر و قصهی کوتاهش شدم. چقدر میشه ازش یاد گرفت...
قصه اون سگیه که سقف خونهاش سوراخ بود و وقتی بارون میاومد میگفت الآن خیسه نمیشه کار کرد، آفتاب که میشد میگفت الآن که چکه نمیکنه پس نیازی به تعمیر نیست.