«تنهایی خیلی با شکوه است. تنهایی امکان حضور به تو در هر جایی که میخواهی رو میدهد، با تخیل. ولی تو چقدر میتوانی مطمئن باشی که در کنار کس دیگری این فرصت را به خودت بدهی که قدرت تخیل، یعنی این امنیت را برای خودت فراهم کنی؟
اینکه بتوانی به قدرت تخیل خودت هر وقت بخواهی فرصت بدهی، آن را به حرکت دربیاری و هر جا دلت بخواهد… همانطوریکه درخت در تنهایی درختتر است، به نظرم آدم هم در تنهایی آدمتر است.
آدم در تنهایی دلیلی برای دروغ گفتن ندارد.»
کیارستمی، تنهایی را نه یک فقدان، که فضایی برای اصیلتر شدن میبیند.
تنهایی جایی است که آدم میتواند تخیل کند، صادق باشد و شبیه خود واقعیاش بماند؛
اما به محض ورود به جمع، چیزی از این خلوص را ناگزیر از دست میدهد.
شاید پرسش اینجاست:
کدام ارزشمندتر است؟ آدمتر بودن در خلوت یا سازگار بودن در جمع؟
Artikal
@Kafiha