محوِ نگاهت شدم،
چنانکه مهتاب در آغوشِ شب،
یا نسیمِ خنکِ سحر، در گیسویِ باغ.
صدای تو، آرامشیست که در دلِ طوفان،
به گوشِ دل میرسد، و من، بیاختیار،
به سمتِ تو کشیده میشوم، همچون پرندهای که راهِ خانه را از میانِ هزار بادِ مخالف با بویِ
P : 9.25
B : 8.5
N : 4
جامونده