آنکه باورت نکرد
چون تکهی یخ
در دهانِ رودخانه
خاموش شد،
بیردّی،
بینامی.
تو اما ایستادی،
با چشمانی که هنوز
جرقههای پنهانِ شب را
در خود نگه داشتهاند،
با قلبی
که برای خویش میتپد،
نه برای سایههای دیگران.
عمر،
خطی باریک است
بر شیشهی بخار گرفته،
p:10
B:نمیدم چون همش لینکه
N:7/5
مرسی از شرکتت ❤️
p:ندارع اصن
B:10🤣
N:9/5
مرسی از شرکتت ❤️
p:10
B:اصن ندارع🤣
N:9
مرسی از شرکتت ❤️
p:9
B:10
N:7/5
مرسی از شرکتت ❤️
p:9
B:10
N:8/5
مرسی از شرکتت ❤️
p:10
B:چون آیدی چیزی نمیگم
N:6
مرسی از شرکتت ❤️
p:9
B:10
N:8/5
مرسی از شرکتت ❤️
P:10
B:10
N:10
مرسی از شرکتت داداشی ❤️
با من کجا دوست دارید برید