آنکه باورت نکرد
چون تکهی یخ
در دهانِ رودخانه
خاموش شد،
بیردّی،
بینامی.
تو اما ایستادی،
با چشمانی که هنوز
جرقههای پنهانِ شب را
در خود نگه داشتهاند،
با قلبی
که برای خویش میتپد،
نه برای سایههای دیگران.
عمر،
خطی باریک است
بر شیشهی بخار گرفته،
و تو آموختهای
هر لحظه را
چون قطرهای لغزنده
بر پوستِ زمان
زندگی کنی،
نه در آینهی شک،
نه در دهانِ تردید.
ایستادهای،
بینیاز از تأیید،
چون درختی
که ریشههایش
در تاریکی میخوانند،
و برگهایش
به سمتِ روشنایی
راه میگیرند.
#خاموشی چنل
شبتون بخیر ❤️💋
p:10
B:نمیدم چون همش لینکه
N:7/5
مرسی از شرکتت ❤️
p:ندارع اصن
B:10🤣
N:9/5
مرسی از شرکتت ❤️
p:10
B:اصن ندارع🤣
N:9
مرسی از شرکتت ❤️
p:9
B:10
N:7/5
مرسی از شرکتت ❤️
p:9
B:10
N:8/5
مرسی از شرکتت ❤️
p:10
B:چون آیدی چیزی نمیگم
N:6
مرسی از شرکتت ❤️
p:9
B:10
N:8/5
مرسی از شرکتت ❤️
P:10
B:10
N:10
مرسی از شرکتت داداشی ❤️
با من کجا دوست دارید برید