ای زندگی
بردار دست از امتحانم
چیزی نه میدانم
نه میخواهم بدانم....
جمعه
بهانه است
من تمام روزهای هفته
مَنگ
چشمان
توأم
گهی به سینه درآیی گهی ز روح برآیی
گهی به هجر گرایی چه آفتی چه بلایی
گهی جمال بتانی گهی ز بت شکنانی
گهی نه این و نه آنی چه آفتی چه بلایی
بشر به پای دویده ملک به پر بپریده
به غیر عجز ندیده چه آفتی چه بلایی
چو پرّ و پاش نماند چو او ز هر دو بماند
تو ر