مادرش آلزایمر داشت... بهش گفت مادر یه بیماری داری ,باید بخاطر همین ببرمت آسایشگاه سالمندان ... مادر گفت :چه بیماریی؟ گفت:آلزایمر... گفت :چی هست... گفت :یعنی همه چیو فراموش میکنی... گفت مثل اینکه خودتم همین بیماریو داری گفت: چطور..؟؟ گفت : انگار یادت رفته با چه زحمتی بزرگت کردم، چقدر سختی کشیدم تا بزرگ بشی،قامت خم کردم تا قد راست کنی..
پسر رفت توی فکر...
برگشت به مادرش گفت : مادر منو ببخش... گفت : برای چی؟ گفت : به خاطر کاری که میخواستم بکنم...
مادر گفت: من که چیزی یادم نمیاد!!!
۲۹۷ بازدید
۳۰۷ بازدید
هرگز با آدمی که از تنها بودن ترسـی نداره درنیفتید ؛ هربـار میبازید.
۳۱۲ بازدید
📌
صلوات : تحفهای از بهشت است. صلوات : روح را جلا میدهد. صلوات : عطری است که دهان انسان را خوشبو میکند.