او در جهانی زندگی میکند که نامش را «اوتیسم» میگذارند،
امّا شاید او فقط از دری عبور کرده
که ما هنوز جرأت گشودنش را نداریم.
جایی که سکوت سخن میگوید
و موسیقی، شکلِ محسوسِ روح
هر نت یک ستاره
و هر ضربهی کوچک، تکانِ بیصدای آفرینش.
او نمیبیند،
اما به حقیقت جهان نزدیکتر است؛
زیرا ما اسیر ظاهر هستیم
و او آزاد در عمقِ معنا.
هتل کالیفرنیا را نمینوازد؛
آن را زندگی میکند،
آن را از تاریکی عبور میدهد
و به روشناییِ فهمی میرساند
که در هیچ چشمی جای نمیگیرد.
گاهی کودکی
با یک دست
و چشمانی بسته
رازهایی را میشنود
که دنیا با هزار چشمِ باز
نمیتواند بییند.
Scorpion
@Kafiha