4. فقط او بود که می توانست دل سنگ من را نرم و آرام کند اما حالا او هم از من می ترسید تنها امیدم از من نا امید شده و چهره ی هیولا نمایم چهره ی غمگین و اشک آلودم را پنهان میکند.
۱۹۷ بازدید
3. قطرات اشکت برایم دریا ساخت حال من برایت با این درخشانیه کوچک دستانم، خورشید می سازم شاپرک زخمیه من.
۲۱۹ بازدید
2. تو میروی بدون اینکه یک بار به عقب نگاه کنی و ببینی من چجوری مثل شعله درون فانوست می سوزم تو رفته ای،و من مانده ام با خاطره هایی که چون بارانِ آتش بر جانم می بارد. چه تلخ است. که آتش عشق تنها در یک قلب تاب می آورد.
۲۴۶ بازدید
1. او را گم کرده بودم، در همان جایی که از دستش داده بودم درست در همان مکانی که جلوی من خاک بدنش را بوسیده و دفن شده بود اما من نمیخواهم باور کنم او الان درست پشت سر من است و من باور دارم که مردن او دروغی دیگر است.