موم چی وت بوم وام حرف بزه خوت چش و چالم
سرکار بودم صبح تا عصر بعد رفتم باشگاه باز اومدم سرکار وقت نشد دیگ الان میخورم
شام هنوز نخوردم منتظرم بیارن واسم
هر وقت ک من برنامه ای چیزی شده بازی کردم از شانس خوبو پدر خوانده ام
اونجا بخاطر سهیل اومدم اینجا حال میکنم هستم
چ ب ربط