13.
از اون دسته گربههایی میشی ، خیلی روی صاحبشون حساسن
12.
از اون دسته گربههایی میشی ، همهکاراشونو خودشون انجام میدن
11.
از اون دسته گربههایی میشی ، بازیگوشن یهجا بندنمیشن
10.
از اون دسته گربههایی میشی ، تا کاریت نداشتهباشن کاریشون نداری آرومی ولی اگه رواعصابتبرن زنده باقینمیمونن
9.
از اون دسته گربههایی میشی ، که میگن حرف حرفمنه خیلی لجبازن
8.
از اون دسته گربههایی میشی ، زود وابسته صاحبشون میشن
7.
از اون دسته گربههایی میشی ، خیلیپاین این گربه سرپرست اینجور آدماست
6.
از اون دسته گربههایی میشی ، براثر کنجکاویشون یهروز یه بلایی سرخودشون میارن
5.
از اون دسته گربههایی میشی ، غذا بهشونبدی ساکت میشن
4.
از اون گربههایی میشی ، فقط منتظرن یکی نزدیک رفیقیاپارتنرشون بشه تا پارشکنی
3.
از اون گربههایی میشی ، خیلی مظلومن هیچ اذیتیهم نمیکنن
2.
از اون گربههایی میشی ، دائم از موقعیتها فرارمیکنن
1.
از اون گربههایی میشی ، بهشون میخوره ارومباشن ولی آتیشپارن