7.
از اون دسته گربههایی میشدی ، جاروبرقی روشن میکنن صدمتر میپرههوا؛
6.
از اون دسته گربههایی میشدی که ، دنبال دعواست بیاد چنگت بزنه؛
5.
از اون دسته گربههایی میشدی ، دائم میخوابه یا خوابش میاد؛
4.
از اون دسته گربههایی میشدی ، از حموم متنفره؛
3.
از اون دسته گربههایی میشدی ، میگه اگر واسم اسباببازی نخری باهاش بازیکنم تاصبح میومیو میکنم؛
2.
از اون دسته گربههایی میشدی ، بهش توجهنکنی پارت میکنه؛
1.
از اون دستهگربه هایی میشدی ، اگر کاری بهش نداشتهباشی باهات خوبه ولی اگه باهاش ور بزنی گازتمیگیره؛