إو، خونه امنِ روحم
چشم در چشمت نشستم ، حیرتم از هوش رفت
چشم وا کردم به چشم اندازی از این بازتر از شب جادو عبورم دادی و دیدم نبود جادویی از سحر چشمان تو پر اعجازتر ان که چشمان مرا تر کرد ، اندوه تو بود.. اگر چه چشم عاشقانِ بودهست از آغاز تَر؛»
پآی
روی واقعی خودتو به کسی نشون نده
احترام تو نه شما✓
زوری نیست اگه اخلاقم مشکل داشت نمیزاشتن بمونم.
شما تغییری ایجاد نمیکنی در خودت؟
بنده هم یکی از تغییراتم این بود