🔺 این آقا تعریف می کنه که وقتی در زندان خاندان اسد بوده یه زندانبان سعی می کنه اعتمادش رو جلب کنه و بعد ازش میخواد به عنوان یه آدم تحصیلکرده چند دقیقه بره تو سلول کناری و برای یه بچه ۳-۴ ساله قصه بگه.
ایشون تو سلول سعی می کنه برای بچه قصه بگه ولی هر کلمه ای( پرنده، درخت، خورشید) استفاده می کنه بچه نمیفهمه. از زندانبان می پرسه میگه زنه وقتی حامله بوده دستگیر میشه چون پدر زن به عمان فرار کرده. بچه توی زندان به دنیا میاد و هیچوقت بیرون سلولش رو ندیده.
🆔
@GizmizTel 💯