♥رمان: #برده_عاشق
♥نویسنده: #ماهتیسا
♥ژانر : #عاشقانه #اروتیک #بزرگسال #صحنه_دار
♥خلاصه:
دیگه کارم از عاشق شدن و خیال بافی گذشته الان من یه بردهام. برده ای ک از زمانی چشم باز کرد بدبختی رو دید و اصال نمی دونه خوشبختی چطوره چه حسی به آدم میده، از فکرم خارج شدم و مشغول سابیدن لباسا شدم پهنشون نکردم روی طناب که نوشین صدام زده اون خدمتکار این کاخ بود مثا من اما من خیلی بدبخت تر از اینا بودم
◈ ━ 𝑨𝒑𝒆𝒙 ━ ◈
●
@havali_sanii ●◉