خوبتر از خوب، بدتر از بد
🔹«شقرانی» مردی بود که پدرانش آزادشدهی پیامبر اسلام(ص) بودند و به همین دلیل او خود را وابسته به خاندان پیامبر میدانست.
🔹در زمان منصور دوانیقی، تقسیم بیتالمال برقرار بود، اما شقرانی بهدلیل اینکه کسی را در دستگاه حکومت نداشت، از دریافت سهم خود محروم مانده و بسیار گرفتار و درمانده شده بود.
🔹او روزی سرگردان کنار خانه خلیفه ایستاده بود که ناگهان چشمش به امام صادق(ع) افتاد. شقرانی جلو رفت، مشکلش را گفت و از امام خواست که به واسطه ابهت و احترامی که نزد خلیفه دارند، سهم او را از مأموران بگیرند.
🔹امام صادق(ع) با کمال مهربانی و بزرگواری وساطت کردند، داخل شدند و طولی نکشید که سهمیه شقرانی را تمام و کمال گرفتند و با دست خود به او تحویل دادند.
🔹شقرانی غرق در شادی و سپاسگزاری بود که امام(ع) در همان لحظه، بدون اینکه کسی در جمع متوجه شود، در محیطی خلوت جملهای به او فرمودند.
🔹امام که میدانستند شقرانی شرابخواری میکند، با لحنی بسیار نرم و مشفقانه فرمودند: «ای شقرانی! کارهای خوب از هر کسی سر بزند، خوب و پسندیده است، اما از تو بهخاطر نسبتی که با ما داری و انتسابت به خاندان پیامبر، خوبتر و زیباتر است؛ و کارهای بد از هر کسی سر بزند، بد و ناپسند است، اما از تو به خاطر این انتساب، بدتر و زشتتر است.»
🔹امام(ع) به او فهماندند که رفتارش مایه سرافکندگی خاندان پیامبر است. شقرانی با شنیدن این سخن، به.شدت تحت تأثیر قرار گرفت و شرابخواری را کنار گذاشت.
#حکایت
@Farsna