میان دفتر شعرم ، مرا گم کردی و رفتی
نوشتم بی تو میمیرم ، تبسم کردی و رفتی
نوشتم بی تو غمگینم ، نوشتم بی تو افسرده
مرا با این صفتها هم ، تجسم کردی و رفتی
نوشتم بعد تو شبها ، دل من مانده و غمها
تو با غم های این شبها ، تفاهم کردی و رفتی
شنیدی
+تو چجوری سکوت میکنی؟
منو میگی؟!..
خب اینکارو آدما باهام کردن..
-مثلا یه جا که اصلا انتظارشو نداشتم از پشت خنجر خوردم
-یه جا که خیلی خوشحال بودم یه دفعه خبر مرگ عزیزترین ادم زندگیمو بهم دادن
-یه جا که داشتم تعریف میکردم هیچکس گوش نداد
-یه جا که