#خاموشیچنل [BJA | ClOp]
شب، همیشه با سکوت شروع میشود، اما برای من، این سکوت هرگز آرام نیست. این سکوت، وزنِ تمام حرفهایی را دارد که هرگز گفته نشدند؛ سنگینیِ تمام اشکهایی که در گلو خشکیدند و تمام گریههایی که در تاریکی، بیصدا جاری شدند. انگار شب، یک سیاهچالهی بیانتهاست که در آن، تنها صدای تپش قلبِ زخمیام را میشنوم. هر بار که چراغها خاموش میشوند، من با سایههایی روبهرو میشوم که از من بزرگترند؛ سایههایی از گذشته، از کسانی که رفتند و از رویاهایی که نیمهتمام ماندند. در این سکوتِ مطلق، حتی تنفس هم شبیه به یک تقلا کردن است. شب بخیر، ای شبِ طولانی؛ شب بخیر، ای سکوتی که جای خالیِ همه را با خود پر کرده است🫠...
@BJACLOP