واگیرتَرین بیمـآریِ رویِ زَمیـنَ هم باشیِ ، مَن مُبتـلاتَرینَم به ◞ت◟...

.
مانندِ ذڪرِ دائمِ وقتِ عبادت
"قلبم" بہ "تڪرارِ مُدامت" ڪردہ عادت

هر لحظہ دارم روے "میز خاطراتم"
"یڪ استڪان دلتنگی" وُ "یڪ حبہ یادت"!



‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌