یه روز داشتی سیگار می کشیدی چون با رلت کات کرده بودی و ناگهان یکی از رفیق های بابات تورو می بینه و تو حواست نیست بعد شب که برمیگردی خونه میبینی بابات رو مبل تنهایی نشسته بعدسلام می کنی یه دونی افسری میکوبه تو گوشت توهم میفتی زمین میگی چرا میزنی بعد بابات میگه چرا میکشی تو هم میگی دوست دارم اصن اگه با سیگار کشیدنم مشکل داری من از خونه میرم و بعدمیری بعدش به خودت قول میدی که یه روز آنقدر معرف شی همه بهت احترام بزارن میری کلاس نقاشی کم کم حرفی میشی با یه پسر ماهر و خب آشنا میشی اونم کمکت میکنی تو این راه و بعد از پنج سال تو یکی از بزرگترین نقاش های ایران که هیچ تو دنیا میشی و اون موقع پدرتو میبینی که با صورت پر از اشک میگم آفرین
۲۹۴ بازدید
1ـ
یه روز به خانوادت به دعوای بعدی انجام میدی سر یه پسر اونا میگن اون لاشی و بدرد نخوره ولی تو باور نمی کنی و خونه رو ترک می کنی و با اون پسر ازدواج می کنی تا یه سوال همه چی خوبی ولی تو به پسره مشکوک میشی بعد یه دف میری دنبالش و با یه دختر دیگه رو ک
طلوعی دیگر، فرصتی دوباره برای زیستن است. چشم بگشا و به سپیدهدمِ مهربان سلام کن، بگذار اولین نفسهای صبح، جانت را تازه کند. امروز، قصه خودت را با آرامش بنویس؛ بدون شتاب، بدون هراس، و با قلبی صبور. هر لحظه را در آغوش بگیر و رها باش، در سکوتِ صبح، جادو
۳۲۵ بازدید
[ Sleep well because my love are the wings to cover you and my hug and kiss are the warmth to give you pleasure.Good Night
خوب بخواب چون عشق من بال هایی است که تو را در برگرفته و آغوش و بوسه من گرمابخش هستند تا تو را به آرامش برسانند خاموشی چنل بدرو